سه اصل اساسی در مهدویت وجود دارد كه عبارتند از ظهور منجی و مصلح عالم كه مورد قبول همگان است و در آن هیچ تردیدی از سوی هیچ دین ، قوم ، جمعیت و آیینی دیده نشده است و همه ملل جهان این اصل را پذیرفته اند .
مردم جهان با نظامهای حکومتی مختلف همچون پارلمانی، موروثی و غیره نتوانسته اند بشر را نجات دهند و به این اصل یعنی ظهور منجی نهایی بشریت ، اعتراف کرده اند و آن را به عنوان اصل موضوعی مهدویت قبول دارند.

دومین اصل مهدویت اصل '' ظهور امام مهدی (عج) '' بعنوان قائم آل محمد است که این اصل مورد پذیرش همه فرق اسلامی است ، پیروان اهل بیت ، شیعیان و همه فرق اهل سنت ، اصل ظهور مهدی موعود(عج) در همه مذاهب اسلامی است كه آن را مختص به شیعیان نمی كند.
اصل سوم مهدویت اصل تولد و وجود امام مهدی (عج) در حال حاضر است و این اصل مربوط به وجود امام مهدی است و می گوید که ایشان متولد شده اند و وجود دارند، این اصل مورد پذیرش تمام شیعیان و بسیاری از علمای چهار مذهب اهل سنت است .

تفاوت اصل دوم یعنی اصل امام مهدی و اصل سوم یعنی اصل تولد و وجود امام مهدی در این است که: بنابر اصل سوم، حضرت مهدی که پیامبر هم از ظهورش خبر داده است ، هم اكنون موجود است ؛ از اولاد فاطمه (س) و از ذریه امام حسین (ع) است. مادرش نرگس و پدرش امام حسن عسکری (ع) است و اكنون حاضر است در حالی كه در اصل دوم این شبهه را برای برخی به وجود آورده اند كه مهدی موعود هنوز زاده نشده و به هنگام آخرالزمان متولد شده و ظهور می كند.

نمی توان گفت که فقط شیعه تولد امام زمان و حضور ایشان در عصر کنونی را قبول دارد ، در حالی كه بسیاری از علمای مذاهب چهار گانه اهل سنت در کتب و نوشته های خود اعتراف کرده اند که حضرت مهدی (عج )، هم اكنون نیز زنده است، در این میان تنها فرقه ضاله وهابیت منکر تولد امام زمان هستند.

 

اولین دلیل وهابیون که بیشتر مطرح می شود استناد به تاریخ طبری است . طبری مورخ معروف تاریخ اسلام است که همزمان با اوایل تولد امام زمان زنده بوده است و در سال 310 هجری (اوایل قرن چهارم هجری فوت کرده است ) . وهابیون معتقدند طبری ، مورخ معروف و تاریخ نگار قدرتمند جهان اسلام در تاریخش گفته است که امام حسن عسکری فرزند دختر یا پسری نداشته است .

دانشمندان و علمایی از وهابیون نظیر: احسان ظهیر اللهی(دانشمند پاکستانی) ، محی الدین خطی ، عبد الجبار تونسی ( از صاحب نظران آفریقایی) ، محمد مال الله (بحرینی) ، دکتر ناصر غفاری ( استاد دانشگاه مدینه)، دکتر رشاد (استاد دانشگاه محمد بن صعود در ریاض ) ، همگی به اتفاق در آثار مکتوبشان به صراحت گفته اند : ان الحسن العسکری لیس له عقب من ذکر او انسی . کتاب های این افراد موجود است و حتی در برخی از مراکز علمی و دانشگاهی تدریس می شود.

ابن طینیه /teyniye/ در قرن هشتم این موضوع را مطرح کرد اما از سوی علمای اهل سنت تکفیر شد و نظرات وی در همان قرن به فراموشی سپرده شد. وی کتاب '' منهاج السنة '' را تألیف کرد که در آن به ترویج این افکار پرداخته است . ابن طینیه کتاب منهاج السنة را در رد کتاب علامه حلی عالم بزرگ شیعه نوشته است .

محمدبن عبد الوهاب را یکی دیگر از کسانی دانست که مروج این افکار بوده اند و یادآور شد : وی در قرن 19و 20 با حمایت جد اعلای ابن سعود به نام '' سعود '' توانست ایدئولوژی ابن طینیه را از قرن 8 رواج دهد و برای این کار بودجه و هزینه کافی در اختیارش قرار گرفت . وی همچنین اقدام به تخریب برخی بقاع متبرکه نمود که با مخالفت و دستور جهاد علمای نجف روبرو شد . در نتیجه وهابیت و (سلفی گری) فقط در عربستان رایج شد.
همچنین تأکید و تصریح کتب تاریخی اهل سنت مبنی بر این که در تاریخ اشاره شده امام حسن عسکری فرزندی نداشته اند ، اصلی ترین دلیل وهابیت در رد تولد و حضور امام زمان است و تمام وهابی های عصر حاضر مطالبشان را در این زمینه از کتاب منهاج السنة ابن طینیه نقل می کنند و این درحالی است كه در این کتاب 9 جلدی بیش از 9با ر تصریح شده که امام حسن عسکری فرزند دختر یا پسری نداشته از جمله جلد 4 صفحه 87 و تمام این موارد به محمدابن جریر طبری در قرن سوم نسبت داده شده اما در این ارجاع ، شماره مجلد و صفحه کتاب طبری ذکر نشده است .

گاه شیعیان در رویارویی با این شبهه هیچ اطلاع و آگاهی ندارند و وقتی وهابیون اسامی دانشمندان شهیر و کتب آن ها را که در آن به این موضوع اشاره شده ، به دنبال هم ردیف می کنند ، هیچ پاسخی ندارند.

پاسخ شبهه اول وهابیون به مهدویت: پاسخ این شبهه در همان کتاب تاریخ طبری است ! یعنی طبری هرگز اشاره نکرده که امام حسن عسکری فرزندی نداشته است و این استدلال ها به منبع کتاب طبری کاملا بی اساس است . تاریخ طبری در حال حاضر با انواع چاپ های مختلف موجود است و حتی سی دی آن هم وجود دارد اما همه فکر می کنند چون طبری تاریخ نویس بزرگی است کسی به سراغ بررسی کتاب وی نمی رود و همه با اشاره به نامش این دلیل رامی پذیرند در صورتی که با بررسی دقیق تاریخ طبری درمی یابیم که وی چنین مطلبی را در کتابش نیاورده است .
در رساله دکترای دکتر ناصر غفاری از اساتید برجسته جهان عرب كه در چند جلد چند صد صفحه ای تنظیم شده است، برای بیان عدم تولد امام زمان از عبارت کلی '' عالمان زیادی نوشته اند '' استفاده کرده که این نقل قول برای رساله دکتری خنده دار است ! وی خود می دانسته که در تاریخ طبری نوشته نشده که امام حسن عسکری فرزندی نداشته به همین جهت اصلا مرجع را ذکرنمی کند و در پاورقی می آورد :'' رجوع کنید به منهاج السنة ج4ص87 '' که در آن جا نقل قول دروغ از طبری آمده . این کار مقاله علمی را تضعیف می کند.

در مورد دومین شبهه وهابیون به مسئله مهدویت و تولد و زندگی امام زمان در عصر حاضر وهابیون معتقدند كه چون ابن خلدون گفته درمورد امام مهدی ،هیچ حدیث صحیحی نداریم ، پس او هنوز به دنیا نیامده است . ابن خلدون 23 روایت و حدیث را راجع به حضرت مهدی جمع آوری کرده ، 19 مورد از آن ها را تضعیف نموده و گفته که این احادیث سند معتبر ندارند و آن ها را از حجت و حجیت انداخته ؛ در مورد 4 حدیث باقی مانده هم سکوت كرده و هیچ سخنی بیان نکرده است .

این کار به معنی آن نیست که تمام احادیث موجود درباره حضرت مهدی محدود به همین تعداد است که با رد کردن آن ها توسط ابن خلدون بتوان گفت که حدیثی درمورد ولادت امام مهدی وجود ندارد ، این امر حکایت از قضاوت نابه جای وهابیون دارد و در عالم علم نوعی خیانت محسوب می شود ، چون مسئله ای به اهمیت و گستردگی وجود امام مهدی را نمی توان با رد 23 حدیث توسط ابن خلدون انکار کرد، این در حالی است که فقط درکتب اهل سنت بیش از هزار حدیث درباره حضرت مهدی آورده شده است .

در مورد پاسخ های برخی از علمای جهان اسلام به دومین شبهه وهابیون در مورد عدم تولد امام مهدی: شیخ محسن عباد استاد دانشگاه مدینه این شبهه را که به ابن خلدون استناد می کند ، در مجله '' الجامعة الاسلامیه المدینه '' شماره 46 رد کرده و آورده است که ابن خلدون در شأن رد حدیث نیست ، او مورخ بوده و به فلسفه تاریخ و جامعه می پرداخته است ولی محدث نبوده و حق نداشته در جَرح و تعدیل حدیث وارد شود.

برای عدم تولد امام مهدی وهابیون ادعا می کنند چون در دو کتاب مهم از صحاح سته یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم اسم حضرت مهدی ذکر نشده ، پس او هنوز به دنیا نیامده است ، اما مگر این دو کتاب مرجع تمام احادیث جهان اسلام هستند در حالی كه در 4 كتاب دیگر اهل سنت این موضوع آمده است.

دلیل دوم در رد شبهه مربوط به صحیح بخاری اختناق زمان گردآوری و تألیف این کتاب بوده و بخاری هم عصر امام زمان، در قرن سوم و در زمانی می زیست و زمانی کتابش را نوشت که خفقان شدیدی حاكم بود.

و نیز شرایط تألیف کتاب صحیح بخاری شرایطی خفقان آور بوده و در چنین اوضاعی کاملا طبیعی است که بخاری نامی از امام مهدی در کتابش ذکر نکند . او نمی توانست علنا وجود ایشان را اعلام کنند ، چون در این دوران بنی عباس تأثیر مستقیم سوء در زندگی ائمه دارند و بخاری در این شرایط و نیر به دلیل این که کتابش از سوی حکومت متوقف یا سانسور نشود، هیچ اشاره ای به تولد امام مهدی ندارد .


در باره لزوم ارائه دلایل مستند و بحث علمی به دور از تعصب در پاسخ به شبهات وهابیون در مورد وجود مقدس امام زمان (عج) باید گفت که بخاری در صحیح خود اشاره مستقیمی به نام امام مهدی و تولد ایشان ندارد ، اما به توصیف ایشان پرداخته است . وی در حدیثی ذکر می کند : عیسی بن مریم می آید و پشت سر '' امام ٍ امیر '' اقتدا می کند . وی تعابیر امام و امیر به وصف امام مهدی پرداخته است ، هر چند که مستقیم نام ایشان را نیاورده است .

در مورد صحت و تأیید ارتباط عبارت '' امام ٍ امیر '' با امام مهدی ، شارحان صحیح بخاری از جمله : عمدة القاری ، فتح الباری ، ابن حجر، ارشادالساری ، همه در شرح این کتاب نوشته اند که منظور بخاری از این تعبیر امام مهدی است ، اما چون نمی توانسته به دلیل شرایط نام صریح ایشان را ذکر کند ، به توصیف پرداخته است .
اکنون پس از بررسی سه شبهه رایج وهابیون در مسئله مهدویت و ارائه پاسخ های مستند برای این شبهات با کمی مطالعه و بررسی آشکار می شود که دلایل وهابیون از روی تعصب و بدون پایه های علمی و مستند دینی و روایی است که هر فردی می تواند به این شبهات با دلایل قوی و محکم پاسخ دهد و لازم است که شیعیان عمره گزار به عنوان یک مسلمان برای آشنایی بیشتر با امام عصر و فراهم آمدن زمینه های ارتباط بیشتر با ایشان به ویژه در دوران سفر معنوی حج ، از این موضوع آگاه باشند .

در مورد وضعیت گردآوری احادیث نبوی پی از رحلت ایشان باید گفت که پس از رحلت پیامبر ، تا صد سال از ترویج سنت ایشان جلوگیری شد. احادیث، روایات و سنت پیامبر را می سوزاندند و این کار تا یک قرن توسط اهل سنت ادامه داشت ! در چنین شرایطی کسی نمی توانست حدیثی از پیامبر را بیان و یا جمع آوری کند .

در مورد نحوه جمع آوری احادیث 100 سال پس از رحلت پیامبر به نقل از ابن حجر در سال 140 ، عمر بن عبدالعزیز پس از 100 سال ، به جمع آوری حدیث و حدیث نویسی روی آورد، در حالی که برای بیش از یک قرن ، تدوین و کتابت حدیث ممنوع بود.

و نیز در مورد افرادی که در منابع وهابی از آن ها احادیثی نقل شده است  که ابوهریره (به معنی ملازم گربه !) ، در این منابع 5374 حدیث را ذکر کرده است در حالی که او تنها به مدت 21 ماه با پیامبر در مدینه بوده است و با این مدت کم ، توانسته بیشترین تعداد احادیث را از پیامبر نقل کند در حالی که در این منابع از خدیجه (س) همسر پیامبر که بیش از سی سال با ایشان زندگی کرده است تنها یک حدیث ، از حسان ابن ثابت (شاعر و ملازم پیامبر ) تنها یک حدیث ، حضرت فاطمه زهرا (س) 18 حدیث ، امام حسن مجتبی 13 حدیث و امام حسین 8 حدیث ذکر شده است .
در ادامه این احادیث شاهد نقل 567 حدیث از امام علی (ع)، 566 حدیث از عمربن خطاب و 142 حدیث از ابوبکر هستیم و ابوحریره همچنان بیشترین حدیث را نقل کرده است . در مورد شخصیت او هیچ اطلاعات مستندی در تاریخ نیامده و حتی اسم و خاندان وی هم معلوم نیست در چنین حالتی انتظار نداشته باشید که در منابع وهابیون احادیث تولد امام مهدی دیده شود.

منبع: نشست مهدویت و حج ، سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین محسن اسلامی در خصوص شبهات رایج وهابیون به مسئله مهدویت و پاسخ های آن بر اساس منابع و احادیث اسلامی برای عمره گزاران دانشجو.